Freitag, 18. September 2009

خطابۀ تدفین

این شعر را احمد شاملو برای خسرو روزبه سروده, ولی من آنرا در اینجا به یادبود برادرم نوری دهکردی میآورم, چرا که پرداخته و برازندۀ او نیز هست. شکی ندارم که اگر شاملو او را می شناخت, با چنین گونه شعری از او یاد می کرد

غافلان
همسازند،
تنها توفان
کودکان ناهمگون می زايد.

همساز
سايه سانانند،
محتاط
در مرزهای آفتاب
در هيأت زندگان
مردگانند.

وينان دل به دريا افکنانند،
به پای دارنده ی آتش ها
زندگانی
دوشادوش مرگ
پيشاپيش مرگ

هماره زنده از آن سپس که با مرگ
و همواره بدان نام
که زيسته بودند،

که تباهی
از درگاه بلند خاطره شان
شرمسار و سرافکنده می گذرد.

کاشفان چشمه
کاشفان فروتن شوکران
جويندگان شادی
در مجری آتشفشان ها
شعبده بازان لبخند
در شبکلاه درد
با جا پائی ژرف تر از شادی
در گذرگاه پرندگان.

در برابر تندر می ايستند
خانه را روشن می کنند،
و می ميرند

Keine Kommentare:

Kommentar veröffentlichen